چه کسی پنیر امریکا را جابجا کرد؟

چه کسی پنیر امریکا را جابجا کرد؟

چه کسی پنیر امریکا را جابجا کرد؟

سالهاست که ایالات متحده به عنوان سلطان بلامنازع اقتصاد جهان در حال رشد اقتصادی سریع و تصاحب لحظه به لحظه سنگرهای تکنولوژیک و اقتصادی کره زمین می باشد.
رشد سریع مداوم اقتصادی و ولع سیری ناپذیر شرکت های هزار میلیارد دلاری مانند اپل و مایکروسافت برای تصاحب همه بازارهای دنیا از یک طرف و نیروی کار متخصص مرفه که رفاه و استاندارد بالای زندگیش را مدیون همین رشد اقتصادیست، باعث شده که غول های تکنولوژی، تولید خود را به بیرون از امریکا برون سپاری کنند تا از هم از پس تولید انبوه مورد نیازشان بر بیایند هم به لطف نیروی کار ارزان در شرق آسیا، هزینه های خود را کاهش دهند و ارزش های نزدک خود را بالا ببرند.


جالب اینکه تصور همه ازجمله امریکایی ها این بوده است که “کسی که فکر می کند، ارباب و کسی که در حال تولید است مانند چین رعیت این ارباب است.”
اما چند سال است اوضاع کمی عوض شده؛ به لطف علم اقتصاد و هزینه های کم در چین، پول نقد بسیار هنگفتی در صندوق های این کشور انبار شده و حالا چین به طور مثال دارنده بیشترین سهم در مالکیت اوراق قرضه ایالات متحده می باشد.

شرکت های چینی که در حکم رعیت ایالات متحده در حال گوش به فرمانی ارباب بودند، هرروز چند میلیونر جوان چینی تولید می کنند که میتوانند استارتاپ های جوان امریکایی را بخرند.
که البته تایید این ادعا را می توان در قوانین سخت گیرانه ایالات متحده و اروپا در زمینه مالکیت شرکت های هایتک توسط شرکت های چینی پیدا کرد.
در این مقاله چند خطی می خواهم نتیجه ساده ای بگیرم. این فرض که هر کشورکه صاحب ایده تکنولوژی و ایده است ارباب و هر کشوری که در حال تولید است رعیت محسوب می شود مانند قانون حرکت نیوتن در حال نقض شدن است.

به این ترتیب که کافیست کمی زاویه دید را تغییر دهیم.
نگاه اول؛
امریکا به عنوان سرزمین ایده، فرصت، برند و بیزینس در حال به کارگیری چین به عنوان عامل تولید می باشد.
نگاه دوم؛
چین به عنوان بزرگ ترین تولید کننده و صاحب پول و ثروت، امریکای صاحب ایده و برند و تشکیلات را به خدمت گرفته تا به عنوان واحد تحقیق و توسعه چین، نوآوری انجام دهد.
اینجاست که به نظر می آید چین، پنیر امریکا را جابجا کرده و در حال تسخیر ارباب سال های قبل می باشد.

به این معنی که با گذر زمان و با انباشت پول و زیرساخت های اساسی در چین، این کشور ترجیح می دهد که از دانشمندان تحقیق و توسعه امریکایی در خود امریکا برای افزایش کیفیت محصولات و توسعه خدمات خود بهره ببرد و با این سیاست، عملا دو هدف همزمان را نشانه رفته است.
– اینکه نگهداری نیروهای تحقیق و توسعه نیازمند زیرساخت ها و امکاناتیست که امریکا به صورت رایگان سال هاست برای محققین و دانشمندان فراهم کرده است
– اگر چین، محققین را به داخل کشور خود هدایت کند، تضاد بسیار فاحش در سطح زندگی اکثریت چینی و نیروهای مرفه ایجاد می شود که ممکن است به ریسک های اجتماعی بسیار جبران ناپذیر تبدیل شود.

بنابراین سرزمین اژدها ترجیح می دهد که رشد اقتصادی سنگینش، باعث شکاف اجتماعی خیلی عمیقی نشود و نیروهای دانش محور در امریکا و در شرکت های امریکایی با استانداردهای بالا ولی در خدمت و مالکیت چینی ها به فعالیت خود ادامه دهند.

شاید اینجاست که دلیل فریادهای ترامپ بر سر معاهدات بین المللی و تقلاهای زیاد وی به عنوان یک تاجر و اقتصاددان کمی واضح تر به نظر می آید.

Write a Message

Your email address will not be published.

Related Posts

اولین پست

اولین پست

رایانمهر، فضایی ایجاده کرده برای کار کردن کسانی که لجباز هستند. کسانی که فکر می…Read more

Enter your keyword