نبرد ستاره مربع

نبرد ستاره مربع

(بخش اول)

این عقب نشینی های بانک مرکزی نشان دهنده چیست؟
تا حالا حداقل بانک مرکزی ۳ بار قاطعانه تصمیم به بستن تراکنش های مالی روی کدهای دستوری کد های دستوری ستاره مربع گرفته و هر سه بار هم عقب نشینی کرده.
در این مقاله میخواهم عواقب این بخشنامه های ناگهانی و عمل نکردن به آن ها را بررسی کنم.


شاید هیچ شرکتی بیشتر از رایانمهر، درد انتقال تراکنش های مالی به یو اس اس دی را حس نکرده و بیشتر از رایانمهر متحمل خسارت از این بستر غیرامن نشده است.
اواخر سال ۹۰، رایانمهر سلطان بدون منازع تراکنش های اینترنتی فروش شارژ بود و وضعیت بسیار مناسبی از نظر سهم تراکنش داشت تا اینکه با ورود کدهای دستوری ۷۲۴ و ۷۳۳ میل مشتریان خرید شارژ از وب به ussd برگشت و رایانمهر سهم بازار بسیاری را روی وب از دست داد.
اما واقعا چرا رایانمهر دیر اقدام کرد و با ۸ ماه تاخیر کانال کد دستوری ۷۸۹ را جهت فروش شارژ راه اندازی نمود؟
تمام این تصمیم برای تاخیر ورود به بازار را شخص من گرفتم و هنوز هم فکر می کنم تصمیمم کاملا علمی بود.
آن سال ها با مرور پروتکل ussd فهمیدم این پروتکل به هیچ عنوان امن نیست و حدسم این بود که بانک مرکزی حتما این کانال را در زمان بسیار کوتاهی خواهد بست. چرا که تمام اطلاعات در این بستر به صورت کاملا باز و‌بدون رمزنگاری جابجا میشد و در مسیرش تا psp در چند نقطه قابل log کردن بود.
بعد از ۸ ماه به صورت کاملا ناباورانه بانک مرکزی نه تنها این کانال را تعطیل نکرد بلکه با کمال افتخار شروع به افزودن آمار تراکنش های ussd تحت عنوان موبایل به بولتن خبری خود نمود و حتی به این تراکنش ها کارمزد هم پرداخت می نمود.

در این مقاله قصد ندارم به دلایل بسته نشدن کدهای دستوری در آن سال ها بپردازم اما اثرات این تصمیم و ادامه آن به مدت چندین سال را باهم بررسی می کنیم.
1- اولین اثر این تصمیم کمک بزرگی بود که به فرهنگ سازی خرید از طریق موبایل ولو با کانال ناامن اشتباه انجام شد و مردمی که تا دیروز با ۲۵۰۰ تومان پول نقد در حال خرید شارژ ۲۰۰۰ تومانی از سوپرمارکت های محل بودند، ناگهان تبدیل به کاربران خرید دیجیتالی شدند و انصافا نفوذ این کانال از نفوذ وب بسیار قدرتمندتر بود.

می توان ادعا کرد کدهای دستوری ستاره مربع سهم بسیار زیادی در موبایلیزه کردن تراکنش های الکترونیکی داشته است.
2- جابجایی پول نقد کم شد و هزینه های هنگفت چاپ اسکناس کاهش یافت که البته هرلحظه ریسک بالای ناامنی کانال پابرجا بود و هست. نکته ای که مانند یک قمار با خوش شانسی مشتریان، بانک ها، شرکت های پرداخت و البته بانک مرکزی همراه شد تا فاجعه ای در سطح ملی رخ ندهد.
3- بانک مرکزی البته با پروژه پیوند تصمیم به امن سازی بستر کدهای دستوری گرفت که به علت عدم همکاری بانک ها و شرکت های نرم افزاریشان به نتیجه نرسید و ناکام ماند.
4- بزرگ ترین قربانی این پروژه البته خود بانک ها بودند که باید بسترهای آی تی خود را برای انجام تراکنش های بسیار زیاد خرد آماده می کردند و با چشمان خود شاهد خروج پول های مشتریان از بانک‌ و تزریقشان به برخی بانک های psp دار می شدند. و خشم بانک ها جایی به اوج می رسید که در دوره هایی حتی مجبور به پرداخت کارمزدهای میلیاردی تحت عنوان کارمزد صادرکنندگی بودند تا شرکت های معدودی درون بانک مرکزی و برخی psp ها نماد بورس خود را به شدت افزایش دهند و به عنوان شرکت های هایتک خود را معرفی نمایند.

با این اوصاف به نظر میرسید بانک مرکزی بین منافعی که بستن کدها داشت و باز ماندن آن، درون بدنه خود مردد شده باشد و مدام بستن تراکنش های مالی را در این بستر به تعویق بیاندازد.
اما اوضاع خیلی زود دگرگون شد.
اپراتورها که بستری یافته بودند که از دو‌جهت درامدزایی خود را افزایش دهند:
1- اپراتورها بستری یافته بودند تا کدهای ussd که برای خدمات درون شبکه ای طراحی شده بودند و‌کاملا از نظر مالی بی ارزش هستند را با وضع اجاره های هنگفت تبدیل به یک منبع درامدی نمایند. حالا دیگر داشتن وب سایت و یا حتی اپ موبایل نمیتوانست در رقابت با کدهای دستوری دوام بیاورد و اپراتورها متوجه ابزاری جهت ایجاد انحصار و کسب درامدهای میلیاردی شدند که این موضوع باعث ایجاد واحدهای فروش سازمانی مختص کدهای دستوری و جاگرفتن ردیف اجاره کدهای دستوری در بودجه های اپراتورها گردید.
2- اپراتورها که حالا به یمن بستر کدهای دستوری احساس نیاز کمتری به توزیع کنندگان خود حس می کردند سعی کردند با راه اندازی کدهای اختصاصی خود مانند ۷،۱ و ۳ به رقابت با بازوهای تجاریشان بپردازند و وابستگی‌خود به توزیع کنندگان را به حداقل برسانند. کافیست به این نکته جالب توجه کنیم که اپراتورها هم بابت کدهای دستوری از توزیع کننده و psp مبالغ هنگفت دریافت میکردند و هم روی‌کدهای اختصاصی خود با استفاده از ابزارهایی مانند sms که برای خودشان رایگان بود به رقابت با همان هایی که اجاره هنگفت داده بودند بپردازند.
این دو اتفاق برای شرکت های پرداخت و تمام کسانی که در این بازار سرمایه گذاری کرده بودند بسیار دردآور و از طرفی اجتناب ناپذیر بود.
تا اینکه کاسه صبر بانک مرکزی به سر آمد و تصمیم به بستن صفحه شطرنجی گرفت که داشت آرام آرام تراز را به سمت اپراتور میچرخاند و سودهای هنگفت شرکت های بانکی را تبدیل به هزینه های هنگفت می کرد.


این درد در حال ظهور بالاخره باعث شد بانک مرکزی یاد موضوع قدیمی و بسیار مهم ناامنی بسترهای کد دستوری بیفتد و این اول ماجرای درگیری های اخیر بود.
از آن زمان بیش از یک سال می گذرد و هرباری که عزم بانک مرکزی جزم می شود ناگهان در آخرین لحظات، یک توافق نانوشته بر سر ماجرا خراب می شود و نمی شود آنچه که باید بشود…
به راستی عواقب این تصمیمات عقیم چیست؟
1- البته در خوش بینانه ترین حالت میشود تصور کرد با هربار تصمیم و بخشنامه بانک مرکزی، شرکت ها و اپراتورها یک گام جدی به سمت حذف این بستر بر می دارند و بانک مرکزی با سیاست دوگام به جلو و یک گام به عقب در حال پیشرویست.
2- اما بزرگ ترین دارایی بانک مرکزی هر کشوری، اعتبار آن نزد بنگاه های اقتصادی و مردم است که این اعتبار با هر بار عقب نشینی اندکی خدشه دار می شود تا جایی که این بار آخر در یک تناقض کمیک، همزمان با تبلیغات گسترده همگانی که در رسانه ها جهت تایید تصمیم بانک مرکزی برقرار بود ستاره ۳ که یکی از انحصارهای اپراتوریست در حال تبلیغ کد دستوری خود در همان رسانه ها بود. نقش رسانه ها علی الخصوص تلویزیون نیز خیلی قابل توجه است که برای پول، نظرات کارشناسی خود را هم با اختلاف یک ساعت نقض می کنند.
3- اما این نکته نیز قابل توجه است که بسیاری از مردم عادی علی الخصوص در شهرستان های دور از پایتخت اصلا گوشی‌هوشمندی ندارند که اپی نصب کنند و شارژ بخرند که باعث می شود بازار فیزیکی در نقاط دورتر از خیابان میرداماد دوباره داغ شود و هزینه های چاپ اسکناس و رفت و آمدهای غیرضروری به هزینه های دولت بازگردند.
در نهایت از نهادهای موازی و یا بالادستی بانک مرکزی محترم انتظار می رود برخلاف روال عادی مدیریتی ایرانی که ابتدا تصمیم را می گیرند سپس به عواقب آن فکر می کنند و در نهایت مجبور به عقب نشینی می شوند، اجازه دهند، بانک مرکزی به عنوان تنها ارگان کمی مستقل تر از دولت با برنامه و نظم بیشتری حرکت کند و از حرکات انتحاری ناگهانی پرهیز نماید

 

شهاب طباطبایی

بنیان گذار هلدینگ دانش بنیان رایانمهر

Write a Message

Your email address will not be published.

Related Posts

اولین پست

اولین پست

رایانمهر، فضایی ایجاده کرده برای کار کردن کسانی که لجباز هستند. کسانی که فکر می…Read more

Enter your keyword